تبليغاتX
زن در صدف

زن در صدف

 

 

آرشيو مطالب
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

 

پیوند ها
ایران قلب من, پاینده ایران
هواشناسی
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
معرفی سایت های مذهبی
قرآن و ادعيه
دست نوشته‌های سيد مهدی شجاعی
نادعلی(ع) عشاق الزهرا (س)

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  
 

منتظران مهدي، پرورش يافتگان مکتب عاشورا

عاشورا، پشتوانه فرهنگي انتظار

فرهنگ «عاشورا»، زمينه‏ساز فرهنگ «انتظار» است. «انتظار» ادامه عاشورا است و چشم به راه حسين ديگري نشستن در کربلايي به وسعت جهان.

فرهنگ «عاشورا» آن چنان در روح انسان‏ها، رسوخ کرده و آتش عشقش، شراره‏اي در دل‏ها انداخته که بدون ترديد، مؤثرترين و پايدارترين عنصر فرهنگ‏ساز، براي شيعيان و تمامي انسان‏هاي آزاده عالم است. به گفته امام راحل (ره): «ما هر چه داريم از محرم و صفر داريم».

منتظران مهدي، پرورش يافتگان مکتب عاشورا

ياران مهدي (ع)، همه عاشورايي‏اند و در مکتب حسين (ع) پرورش يافته و باليده‏اند.

کساني مي‏توانند در رکاب مهدي (ع) باشند و امام حق را ياري رسانند که در مکتب «عاشورا» آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشند که حسين (ع) خود معيار سلم و حرب و تولاّ و تبرّا است.

طلب ياري‏

فرياد استنصار و طلب ياري حسين (ع)، هنوز هم از رواق تاريخ به گوش مي‏رسد: «هل من ناصرٍ ينصرني؛ هل من مغيث يغيثنا؛ هل من ذابّ يذبّ عن حرم رسول الله».

فرياد استنصار مهدي (ع)، نيز همواره بلند است. آيا کسي هست که مهدي آل محمد را ياري کند؟ آيا کسي هست عشق مرا در دل‏ها زنده کند؟ و انسان‏هاي بريده از مرا، با من پيوند زند؟

مي‏گويند با شنيدن فرياد «هل من ناصر حسيني»، گهواره علي اصغر تکان خورد! آيا با شنيدن «هل من ناصر مهدوي» نيز، دلي هست که بلرزد و با امامش عهد و پيماني ببندد و به کمک او برخيزد؟ آن هم در اين عصر وانفسا؟!

«او در روز ظهور خود به ديوار کعبه تکيه داده بانگ بر مي‏دارد: «اي مردم! ما از خداوند ياري مي‏جوييم. هر که مي‏خواهد ما را اجابت کند... از شما مي‏خواهم که به حق خدا و به حق رسول خدا و به حق خودم بر شما - که حق قرابت رسول‏اللَّه (ص) مي‏باشد - ما را کمک کنيد و کساني را که به ما ظلم مي‏کنند، از ما بازداريد که ما را ترسانده و بر ما ظلم کرده‏اند. از شهر و فرزندانمان جدا کرده، بر ما ستم روا داشتند و شوريدند. اهل باطل حقمان را گرفته، بر ما افترا بستند. خدا را درباره ما در نظر آوريد! ما را تنها نگذاشته،. ياريمان کنيد که خداوند شما را ياري مي‏کند».

پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 |

 
 

                                              123


کربلا شگفت‌ترين؛ ژرف ترين و رازناک ترين حادثه عالم است که تاريخ تاکنون به چشم خود ديده است . کربلاديدني‌ترين منظره هستي است با جلوه‌ها و شگفتي‌هاي نو به نو که با هر نگاهي، رازي از رازهاي‌آن گشوده مي‌شود؛ ولي با اين وجود هرگز اسرار آن،تمام شدني نيست . و عاشورا خواندني‌ترين کتاب آفرينش است که تا کنون خوانده شده است . عاشورا غنيمت نيست ؛ قيمت است .عاشورا  ابتداي عشق است در پايانه تشنگي با بادباني برافراشته از خون. عاشورا بي‌نوايي نيست؛ جهاني ني است و نوا.عاشورا غريب نيست در سايه شعله‌ها ؛شمشير افتاده‌اي‌ست ايستاده‌ در انتهاي زمان با لبخندي آشنا.عاشورا تماشا نيست ؛طاقت است و قيامت غيرت بر قامت زمين .عاشورا چشم نيست ؛اشک است در رقص آبي آزادگان ،بي حضور باران سرخ تشنگان.عاشورا شناسنامه من است با نام تو ؛که در خروش خون تو ، شمشير مي شود.عاشورا زمانه خون و ايثار و اربعين بهانه تبليغ و پيمان است ، عاشورا روزى است که امام حسين(ع) با تاريخ سخن گفت و اربعين روزى که تاريخ ،پاى درس امام حسين (ع) مى نشيند.عاشورا روز کشت خون خدا در کوير جامعه ظلم زده و و اربعين آغاز برداشت اولين ثمره آن است . اربعين فرصتى براى اعلام همبستگى با عاشورا است .و از عاشورا تا اربعين نقطه اوج عشق به امام حسين(ع) است و در اين چهل روز، تنها سخن محافل و مجالس اوست، تا در طول عمر انسان بهانه بيدارى ظلم ستيزى باشد.                                                                                   


زيارت اولين زائران حسين و بازگشت اهل بيت امام بر سر خاک گلگون شهيدان بهانه‌اى منطقى براى تأسيس عزاى اربعين بود. اولين زائر امام حسين (ع) چه جابر باشد‏و چه ديگران و جابر قبل از اهل بيت به کربلا آمده باشد يا پس از آنان و اين حضور چه در اربعين اول باشد و چه در اربعين دوم ، تغييرى در فلسفه اعلام اربعين به عنوان چهل روز عزا براى امام حسين (ع) ايجاد نمى کند.چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعين در واقع مراسم سالانه و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاريخ است و در اين اعتراض عمومى ،امام حسين(ع) سمبل شجاعت ،پايمردى و آزادگى و يزيد نماينده و مظهر جور و فجور است . در اين چهل روز ياد امام حسين (ع) صدرنشين محفل دلهاست و افکار عمومى بيش از هر حادثه مهم ديگرى تحت تاثير حادثه کربلاست .و اين فرصت مناسبى است تا مردم ، عشق به امام حسين(ع) و کينه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و اين کينه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آميزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پيش دائر گردد. اينجاست که فلسفه اربعين رخ مى نمايد. باشد تا ما نيز از اين کلاس پر بار درس شهادت بياموزيم و خود را جهت يارى مولايمان حضرت مهدى (عج ) آماده نمائيم .حال ما کاروانيان عقب مانده از کربلا هستيم که بايد به ياد کبوتران خونين بال حرمش رهرو راه حسين(ع) باشيم،تا پرچم شهادت زنده بماند که اگر بماند حسين(ع)پاينده و جاويد است.                 خدايا ما را با حسين(ع)آشنا کن؛ با عشق به حسين(ع) بميران و در محضر حسين (ع)محشور نما.


                                                         


چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 |

 
 

حكايت معراج پيامبر

پيامبر(ص) فرمود: من در مكه بودم كه جبرييل نزد من آمد و گفت: «اي محمد! برخيز». برخاستم و كنار در رفتم. ناگاه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل را در آنجا ديدم. جبرئيل، مركبي به نام «براق» نزد من آورد و به من گفت: «سوار شو». بر براق سوار شدم و از مكه بيرون رفتم. به بيت‌المقدس رسيدم. هنگامي كه به بيت‌المقدس رسيدم، فرشتگان از آسمان نزد من به زمين فرود آمدند و مرا به داشتن مقام و منزلت ارجمند در پيشگاه خداوند مژده دادند. آنگاه در بيت‌المقدس نماز خواندم...


يكي از معجزات علمي و عملي پيامبر اعظم(ص) كه به تصريح قرآن كريم در سايه عبوديت آن حضرت رخ داده، «معراج» است كه در اولين آيه سورة اسرا و آيات هشتم تا هجدهم سورة نجم مي‌توان اشاراتي را دربارة آن مشاهده كرد. آغاز ماجرا در سورة اسرا چنين آمده است:
پاك و منزه است خدايي كه بنده‌اش را در يك شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصي برد كه گرداگردش را پربركت ساختيم، تا نشانه‌هاي خود را به او نشان دهيم. او شنوا و بيناست.
البته آن‌گونه كه از روايات برمي‌آيد معراج ضمن دو مرحله انجام شده است در مرحله اول همان‌گونه كه در آيه فوق مشاهده كرديم ايشان را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي سير مي‌دهند و پس از آن تا آسمان هفتم و تا جايي صعود مي‌كنند كه احدي جز خداوند متعال حضور نداشته است و تمام اين ماجرا در بيداري بوده و بنابر نظر اكثر علماي شيعه با همين بدن جسماني اتفاق افتاده و نه در خواب يا با روح زيرا معراج صرفاً روحاني فضيلت چنداني را براي ايشان اثبات نمي‌كند و چنان عظمتي را كه مورد تأكيد و روايات است بر نمي‌تابد.
مرحله دوم معراج در سورة نجم چنين توصيف شده است:
سپس [پيامبر(ص) در شب معراج] نزديك و نزديك‌تر شد، تا آنكه فاصله او [با مقام قرب خاص خدا] به اندازه طول دو كمان يا كمتر بود. در اينجا، خداوند آنچه را وحي كردني بود، به بنده‌اش وحي كرد. آنچه را ديد، انكار نكرد. آيا با او دربارة آنچه ديد، مجادله و ستيز مي‌كنيد؟ و بار ديگر نيز او را نزديك سدرةالمنتهي كه بهشت جاويدان در آنجاست، ديده است. در آن هنگام كه چيزي (شكوه و نور خيره‌كننده‌اي) سدرةالمنتهي را پوشانده بود. چشم او هرگز منحرف نشدو طغيان نكرد. (آنچه را ديد، واقعيت بود) او در شب معراج، برخي نشانه‌هاي بزرگ پروردگارش را ديد.
هر چند روايات دربارة معراج آنقدر متعدد است كه به حد تواتر رسيده و مورد قبول همگان مي‌باشد ليكن راجع به زمان، مكان و تعداد دفعات وقوع آن ميان محدثان، مورخان و مفسران اختلاف نظر وجود دارد:
ـ زمان اولين معراج را بهتر است نه ماه يا دوسال پيش از ولادت حضرت زهرا(س) بدانيم زيرا حضرت محمد(ص) روزي در جواب يكي از همسران خود كه از شدت محبت به فرزندشان گله كرده بود، تشكيل نطفه ايشان را در آسمان و شب معراج خوانده‌اند.3
ـ مكان آن نيز خانه حضرت خديجه(س) خانة ام‌هاني خواهر حضرت علي(ع)، شعب ابي‌طالب، و مسجدالحرام در كنار كعبه گفته شده است.
ـ آن‌گونه كه از ظاهر روايات برمي‌آيد، احتمالاً معراج بيش از دو مرتبه و طي دفعات متعدد اتفاق افتاده كه يكي از آنها بسيار شاخص و معروف شده كه گفته شده اين معراج در شب هفدهم ماه رمضان سال دهم بعثت اتفاق افتاده است.4


ادامه مطلب...

چهارشنبه هفتم بهمن 1388 |

 
 

پروردگارا
مرا بینشی عطا فرما تا تو را بشناسم
دانشی عطا فرما تا خود را بشناسم
مرا صحتی عطا فرما تا از کار لذت ببرم
ثروتی عطا فرما تا محتاج نباشم
مرا نیرویی عطا فرما تا در نبر با زندگی فائق شوم
مرا همتی عطا فرما تا گنا نکنم
مرا عشقی عطا فرما تا تو وهمه را دوست داشته باشم
سعادتی عطا فرما تا خدمت گذار دیگران باشم
مرا عقلی عطا فرما تا از خود نگویم
مرا بزرگواری عطا فرما تا با دشمن مدارا کنم

یکشنبه بیستم دی 1388 |

 
 

نمونه سوال دين وزندگي1

سلام بچه ها اميدوارم درسهاتونو خوب خوب بخونيد قول داده بدم چند نمونه سوال براتون بذارم

اميدوارم به دردتون بخوره

براي ديدن سوالات به ادامه مطلب بريد


ادامه مطلب...

یکشنبه بیستم دی 1388 |

 
 

دل نوشته


این یک اندیشه است
آيا زماني فرا خواهد رسيد كه باور كنيم در همين نزديكي‌ها چشم‌هاي نگراني زندگي‌امان را هر روز مرور مي‌كند؟
چشماني مضطرب، كه منتظر است تا با خوب شدن ما دلخوشانه پا در ركاب ظهور نهد.
بياييم صادقانه يك بار هم شده بي‌نيرنگ دست بر آستان نيازش بريم و شرمگينانه بگوييم اگر چشم به راه خوب شدن مايي تا بيايي چنين نخواهد شد؛ تا چنينيم.
پس خود از خدا بخواه چنان شود.
تو خود خوب مي‌داني كه امواج پرتلاطم و سهمگين فتنه‌هاي آخرالزماني مي‌رود تا آخرين باقي‌مانده‌هاي اين بنيان را ببرد.ا
اي عزيز! بر ما ببخش كه چه بسيار دروغ‌گويان لاف‌زن شده‌ايم.
آيا باوركردني‌ست با وجود ده‌ها و صدها و هزاران مؤسسه و مركز و بنياد و محفل و شيفته، همچنان گرد غريبي بر روي شما باشد؟!
كه تو به اندازه يك باشگاه ورزشي نيز نزد ما مهم نيستي.
چه كسي باور مي‌كند؟

چه گناهي دارند جوانان علاقه‌مند به تو كه نمي‌توانند بلنداي عظمت تو را در فراز مناره‌هاي مسجدي به نام تو جستجو كنند؟
چه تقصيري دارند نوجوانان عزيزي كه آنها را به اين پندار واداشته‌اند كه نور معرفت تو را در ‍ژرفاي چاه عريضه جستجو كنند؟
اي مسافر غريب! نمي‌خواهم دردي بر دردهاي تو باشم كه اين دلگويه‌هاي دل دردمندست. و نه زخمي بر دل دوستان راستين تو، كه حساب آنها، نيك مي‌دانم از اين خطاب‌ها جداست.
زهي خوشخيالي است كه موج گوش‌آزار حضور بي‌حاصل برخي وقت‌گذران‌ها را به ظهور صغرا تفسير كنيم كه نيمه شبها تابستان برخي مكان‌هاي منسوب به تو، گواهي بر ناصواب بودن اين برداشت است.
خود خوب مي‌دانيم آنچه بر ما مي‌رود، نه ياد تنهايي‌هاي غريبانه تو، كه رفع نيازهاي پست دنيايي ماست.
و اين هجوم، نه براي آزادي تو از زندان غيبت، كه براي رفاه بيشتر خود است.
به راستي كدام‌يك از ما مدعيانيم كه آمدن تو را آن‌گونه كه واقعيت خواهد يافت، برتابيم؟
تا چه حد خود را براي آن آمدن، مهيا ساخته‌ايم؟...
و ماآيا هرگز به اين فكر كرد‌ه‌ايم گريه‌هاي نيمه شب آن مسافر غريب براي چيست؟
بي‌گمان بخشي از آن مويه‌ها براي بي وفايي ماست.
او مي‌گريد؛ اما نه براي عريضه‌هاي چاه‌ها؛ كه براي گرفتارآمدگان در چاه‌هاي خود خواهي.
او مي‌گريد؛ اما نه براي فرو غلطيدن جوانان در ورطه‌هاي گمراهي كه براي سكوت دانشمندان.
مي‌نالد . اما نه براي خود كه براي ما...

چهارشنبه شانزدهم دی 1388 |

 
 

به تعداد آدم ها راه رسیدن به خدا وجود دارد!!

چند بار تا حالا این جمله به گوشتون خورده؟چند بار تا حالا به زبون آوردینش؟هیچ موقع نشستین و به این جمله و اعماقش فکر کنین؟

عمق این جمله یعنی : یه فاتحه واسه "دین" بخونین. و چه زیرکانه این تفکر رو - این جمله رو - جا انداختن بینمون.

عزیز دلم :

به تعداد آدم ها راه رسیدن به خدا وجود ندارد.

چهارشنبه شانزدهم دی 1388 |

 
 

در کلاس حفظ تقوا و شرف

دختران درند و چادر چون صدف

بهترین سرمایه زن چادر است

زانکه زن را زینت زن ، چادر است

حفظ چادر ، حفظ دین و مذهب است

شیوه زهرا و درس زینب است

حفظ چادر نص قرآن مجید

قفل جنت را بود تنها کلید

حفظ چادر سد فحشا می شود

روسفیدی نزد زهرا می شود

szhejazi@yahoo.com

 

موضوعات
زن در گذر تاریخ
زن درسیمای عفاف
پیامبر اعظم(ص)
مهدویت
ازدواج
مناسبت های مذهبی
پرسش مهر8
حدیث

 

پیوندهای روزانه
آسمانه 156
اشكان انلاين
فاسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون
مهزاد رفاهت نيا
بنیاد اینترنتی مهدی (عج)
زیر اسمان ابی خدا
مرکز مشاوره و ازدواج
دست از دامان یوسف بردار
مسیحای دل
سردار بزرگ اسلام حاج عماد مغنیه
اسلام گرایان
ولایت
قرآن من
مسلمان ایرانی
سیمای عفاف
حجاب ونقش آن در شخصیت اجتماعی
حجاب وضرورت آن
حجاب حق زنان حد مردان
حجاب زن در اسلام
الهه عفت
پوشش برتر
زن همچون مرواریدی در صدف
اگر..........
سوالات دین وزندگی2(وبلاگ خودم)
مسلمان ایرانی
باکتاب دین وزندگی3(وبلاگ خودم)
حجاب -ققنوس
استاد مطهری
پایگاه شهید آوینی
دبیرستان دخترانه مکتبی1
عظمت حقوقی و اجتماعی زن
مناجات
دکتر رحیم پور ازغدی
حجاب
در انتظار یار
حدیث

 

مطالب اخیر
منتظران مهدي، پرورش يافتگان مکتب عاشورا
حكايت معراج پيامبر
نمونه سوال دين وزندگي1
دل نوشته
يا حسين
كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا
فوت منتظري